
نويسنده: فرشته جعفریخرگوش سفید و چاقی در جنگل سرسنجاب، مشغول درست کردن لانه u200fu200fای توی دل تنه درخت بود.خرگوش فریاد زد:- سلام آقای سنجاب. کمک نمیu200fخواهی؟سنجاب عرق روی پیشانیu200fاش را پاک کرد، جواب سلام خرگوش را داد و پرسید:- تو چه کمکی میu200fتوانی بکنی؟خرگوش دمش را تکان داد. دستu200fهایش را به کمر زد و گفت:من میu200fتوانم با دندانu200fها و پنجهu200fهای تیزم، در یک چشمu200f برهم زدن برای تو چند تا لانه بسازم. سنجاب حرف او را باور نکردخرگوش گفت: «عیبی ندارد. از من کمک نخواه! اما به هم...
ادامه مطلب